![]() |
![]() |
|
| حالا هر جا که هستی پای هر کی نشستی بدون این رسم رفاقت چندین و چند سالمون نبود... , آخه نبود ..., |
|
سلام به همه ی دوستان(خبر خبر ) میگن مثل اینکه شاهرخ جونمون از طرف فرانسه جایزه گرفته .گویا این جایزه مدالی بود که شاهرخ به دلیل فیلمهای احساساتی که بازی کرده بود گرفت. من خودم تازه با خبر شدم.راستش داشتم توی خونه الافی این ور اون ور میرفتم و کامپیوترمم داشت برای خودش آهنگ کوچه کریه رو پخش میکرد که یهو یکی از شبکه های تلویزیون گفت شاهرخ خان .....این شبکه ای بود که همیشه ازش بدم می اومد.... من به مامانم گفتم:گفت شاهرخ خان ؟؟؟؟چی ؟چی گفت؟گفت شاهرخ خان؟مامانم گفت نمیدونم ،اینجا بود که فهمیدم اصلا به تلویزیون گوش نمی داده.بعد من گفتم آره گفت شاهرخ خان وبعد تصویر شاهرخ رو با موهای بلندش دیدم همون مدل موهایی که در فیلم هی بی بی آهنگ افتخاری با آکشی جون بازی کرد.و موهاش رو بسته بود........ و روی مبل نشستم و اینقدر جیغ زدم که اصلا حرفهای خانومه رو نشنیدم...... ولی یه تیکه شاهرخ گفت:من از وقتی توی دهلی زندگی میکردم فیلم های فرانسوی و احساساتی که در فیلم ها برقرار میشد رو دوست داشتم.(الهی قربونش برم) اولش اینجوری بود که شاهرخ با یه آقایی توی یه اتاق به نظر میومد بودن و شاهرخ به مبل اشاره کرد ومنظورش این بود که بشینیم.بعد این حرفارو زد و بعد آقا و خانومی که دوبله میکردن حرف زدن که من براتون نوشتم و بعد یه تیکه دیگه شاهرخ با همون لباس واستاده بود روبه روی یه آقایی و اون آقا مدال رو به کت شاهرخ زد.......(میگم آ اینقدر جیغ زدم که نگو ونپرس آخه پس از مدتها شاهرخ رو .........وای چقدر خوشحال بود........اما من از یه چیزی خوشم نیومد و با خودم گفتم که آخه چرا موهاشو بلند کرده و میبنده؟ دوستان یه دلداری بدید دارم میمیرم....(.آخه همش یکی از دوستان رو به خاطر اینکه موهای عشقش بلند بود مسخره می کردم و میگفتم مثل پشم گوسفند ه) اونجایی که آقائه مدال رو به کت عشقم چسبوند دو تا خانوم رو به دوربین و در واقع پشت شاهرخ و آقائه وایستاده بودن و دست زدند(مرسی) این مدال رو سمت چپ کت شاهرخ که کت و شلواری مشکی بود (البته خیلی بهش میومد)آویزون کردن....وای فدات بشم بعد شاهرخ پشت کمر اون آقائه با یه خانومی رو به حالت......(اه همه انشا دارن ما هم انشا داریم مینویسیم) آره دیگه بعد شاهرخ از بس ذوق کرده بود که یه حرکتی کرد و اون دوتا به نشونه افتخار بهش خندیدن.......هر سه با هم خندیدن..... یه تیکه هم شاه من گفت که میخواد سینمای هند رو به جایی ببره که هرگز به آن جا نرسیده(ایول جمله سازی) من اگه اونجا بودم میگفتم که تو با اولین بازی ات این کار رو کردی.....و میگفتم دوستت دارم. بعد اون خانومه که به ایرانی دوبله میکرد گفت که قبل از او یکی از خواننده های هندی همین مدال شاهرخ رو برنده شده بود و بعد دوباره گفت که یکی از خواننده های ایرانی هم به نام شهرام ناظری هم این جایزه رو مدتها پیش گرفته است (وووییی ) من اینجا موفقیت شاهرخ روبه همسرش و بچه هاش و به تمام دوستان و طرفداران شاهرخ تبریک میگم.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 16 توسط مهرناز |
|
|
از دوست گلم سپیده که به من گفت که اسم فرشید رو جابه جا نوشتم متشکرم
سپیده حالا چیکار کنم؟
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 19 توسط مهرناز |
|
|
دوستان این عکسارو ببینید
![]()
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 15 توسط مهرناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
اسم من مهرناز ه.15 سالمه .متولد 6/2/72 هستم .توی شهر تهران زندگی میکنم.البته تهران رو دوست ندارم.و از شمال کشورمون واز شهر های رویان و تنکابن خیلی خوشم میاد.رنگ های مشکی و سفید رو دوست دارم.خوب آدمی هستم که اگه یه چیزی رو بخوام دست بر نمیدارم و از هرکسی در رسیدن به اون چیز مورد علاقه ام کمک میگیرم عاشق فیلم دوداس و محبتین و شوهای آشوکا هستم.اولین فیلم هندی که دیدم راجا آقا میشود بود اما حتی نمی دونم بازیگران فیلم کیا بودن.و دومین فیلمی که باعث شد اصلا به بالیوود علاقه مند بشم فیلم عشق(از امیر و آجای و جوهی و کاجول)بود.طرفداره پروپا قرص شاهرخ خان هستم.بعد از شاهرخ خان،آکشی کمار و کارینا کاپور و سیف علی خان وجان ابراهام و بیپاشا باسو و سلمان عزیزم رو دوست دارم.اما باید اعتراف کنم که از امیرخان و آیشواریارای و خانواده باچان ها(البته بجز آبیشک باچان)زیاد خوشم نمی آید ولی خوب فیلماشون رو میبینم. ازتون میخوام که وقتی به وبلاگم سر میزنید هی نگید به منم سر بزن و چه میدونم پیوندم بده.اگه شما اینجوری نظر بزارید خوب منم همین جوری توی وبتون نظر میزارم.اما اگه اشکالات کارم رو بهم بگید تا اونجا که بتونم و تا اونجا که مخم قد بده براتون درست میکنم.اما من خوب خیلی چیزا رو بلد نیستم که به کمک شما دوستای گل وب نویسم احتیاج دارمو اگه شما مثل مهدیس گلم مهربون باشید اونوقتی منم تند تند بهتون سر میزنم.البته من از دوست گلم مرضیه تشکر میکنم که وب نویسی رو بهم یاد داد. این وبلاگ رو نساختم که اطلاعات بدم ...ساختم تا از اون دوستانی که بیشتر از من اطلاع دارند یاد بگیرم و اطلاعاتم رو افزایش بدم .به این امید که موفق بشم. |
|
RSS
|